ما تا آخرایستاده ایم ...
دستنوشته های یه پونصد و نود و هشتی ...

... و کرامت قاضی کور را بینا کردن و بیمار را شفا دادن نبود که کرامتش زنده کردن دلها بود ، احیای قلبها بود...
او مرده زنده نمی کرد ، بلکه دلهای مرده را حیاتی نو عطا می کرد . او کور را مداوا نمی کرد ، بلکه چشم دلها را بصیرت می بخشید... و کار او درمان دردها نبود بلکه کارش احیای دردی بی درمان بود که ، درد عشق است و جگر سوز، دوائی ندارد ...




طبقه بندی: سیره عملی علما و بزرگان، 
برچسب ها: کرامت، قاضی، دلهای مرده، بصیرت، جگر سوز،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 دی 1389 توسط 598i | نظرات ()
درباره وبلاگ
گفتند از او چیزی نمانده ست جز راهی نیمه تمام ...
آری برادر ! بار گرانی بر زمین مانده ست....
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
» . .
پیوند ها
نظر سنجی
» به نظر شما دلیل حمله عراق به ایران قرارداد الجزیره بود؟



پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :