ما تا آخرایستاده ایم ...
دستنوشته های یه پونصد و نود و هشتی ...

صلی الله علیک یا رقیه خاتون بنت الحسین
پرسیدند : بابا چند بخشه ؟
گفت : دو بخش !!!
بخشی در کربلا و بخشی در شام ...
عدو بهانه گرفت و زد ، به او گفتم
بزن مرا که یتیمم ، بهانه لازم نیست
به سنگ قبر من بی گناه بنویسید
اسیر سلسله را تازیانه لازم نیست

...




طبقه بندی: دلنوشته، 
برچسب ها: رقیه خاتون، اسیر سلسله، عدو، یتیم، شام،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 دی 1389 توسط 598i | نظرات ()
درباره وبلاگ
گفتند از او چیزی نمانده ست جز راهی نیمه تمام ...
آری برادر ! بار گرانی بر زمین مانده ست....
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
» . .
پیوند ها
نظر سنجی
» به نظر شما دلیل حمله عراق به ایران قرارداد الجزیره بود؟



پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :