ما تا آخرایستاده ایم ...
دستنوشته های یه پونصد و نود و هشتی ...

به نام خدای شهید
پیر ما گفت شهادت هنر مردان است
عقل نامرد در این دائره سرگردان است
گفته اند آنگاه كه حُر بن یزید ریاحی از لشكریان عمرسعد كناره می گرفت تا به سپاه حق الحاق یابد ، مهاجر بن اوس به او گفت : چه می كنی؟ مگر می خواهی حمله كنی ؟ ...
حُر پاسخی نگفت ، اما لرزشی سخت سراپایش را گرفت. مهاجر حیرت زده پرسید : والله در هیچ جنگی تو را اینچنین ندیده بودم و اگر از من می پرسیدند كه شجاع ترین اهل كوفه كیست، تو را نام می بردم. اما اكنون این رعشه ای كه در تو می بینم از چیست؟...
حُر بن یزید ، لرزان گفت : والله كه من نفس خویش را درمیان بهشت و دوزخ مخیر می بینم و زنهار اگر دست از بهشت بدارم، هر چند پاره پاره شوم و هر پاره ام را به آتش بسوزانند! ... و مركب خویش را هِی كرد و به سوی خیمه سرای حسین بن علی(ع) بال كشید...

( احرار را چه بسا كه مكر لیل و نهار به دارالاماره كوفه بكشاند، اما غربال ابتلائات هیچ كس را رها نمی كند و اهل صدق را، طوعاً یا كرهاً ، از اهل كذب تمییز می دهد ...
یاران! شتاب کنید که زمین نه جای ماندن، که گذرگاه است...گذر از نفس به سوی رضوان حق...
یاران! شتاب کنید قافله در راه است. می گویند که گنهکاران را نمی پذیرند؟ آری، گنهکاران را در این قافله راهی نیست... اما پشیمانان را می پذیرند...
بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند... راحلان طریق عشق می دانند که ماندن نیز در رفتن است...)
 برگرفته از کتاب فتح خون - شهیدسید مرتضی اوینی

 



طبقه بندی: گوهر ناب (وصیتنامه شهدا)...، 
برچسب ها: حربن یزیدریاحی، عمرسعد، مهاجر بن اوس، بهشت، دوزخ، رعشه، خیمه، سید مرتضی آوینی، طوعا و کرها، گنهکاران، قافله، فتح خون،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 آبان 1390 توسط 598i | نظرات ()
درباره وبلاگ
گفتند از او چیزی نمانده ست جز راهی نیمه تمام ...
آری برادر ! بار گرانی بر زمین مانده ست....
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
» . .
پیوند ها
نظر سنجی
» به نظر شما دلیل حمله عراق به ایران قرارداد الجزیره بود؟



پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :