ما تا آخرایستاده ایم ...
دستنوشته های یه پونصد و نود و هشتی ...

بسمه تعالی
به ذره گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند

شب 13 ماه رجب المرجب سال 1432 ه . ق ... و 26 خرداد ماه 1390 ه . ش ، ساعت 02:00 بامداد ...
ماه عالمتاب آسمان دنیا ، ساعاتی در پس غیبت و مهجوری ....
به چه دلیل ؟
چرا ؟
چگونه ؟
...
به قول شهید اهل قلم (روحش شاد) که می فرمود : عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو... واین هر دو ، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود...
نمی دانم دل به سخن عقل بسپارم و تفسیرهای خاکی را پذیرا باشم و یا ...
اما یا علی گویم و عشق را آغاز...
در تفسیر غیبت ماه عالمتاب همین بس که :
امشب آفتاب بوتراب از کعبه می تابد و ماه می گیرد!
و من در نیت نماز آیاتم حیرانم !!!
...
یهدی من یشاء و یضل من یشاء...
امیدوار به کرم اویم و خدا نکند که در دسته دوم باشم...

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است...

و باز با صوت منجلی می گویم از عمق وجودم :

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند

 



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 خرداد 1390 توسط 598i | نظرات ()
درباره وبلاگ
گفتند از او چیزی نمانده ست جز راهی نیمه تمام ...
آری برادر ! بار گرانی بر زمین مانده ست....
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
» . .
پیوند ها
نظر سنجی
» به نظر شما دلیل حمله عراق به ایران قرارداد الجزیره بود؟



پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :